اضطراب و دفاع
Freud's view on anxiety and defenseنظریه ی فروید راجع به اظطراب
فروید اضطراب را به عنوان ترسی بدون موضوع تعریف کرده است .که ما قادر به مشخص کردن منبع آن نیستیم یعنی شیی که آن را سبب می شود .وی با بیان اینکه اضطراب یک نقش بنیادی و محوری در شکل گیری رفتار روانرنجوری و روانپریشی دارد. و در
مشاوره روانشناسی آنلاین خارج از کشور ما این نکته رو در نظر می گیریم
وآن را به عنوان یک بخش مهم در نظام شخصیت خود وارد کرد. فروید سه نوع اضطراب را مطرح کرد که هر یک تابه ی از نوع موقعیتی است که آن را پدید می آورد.
و از بقیه متفاوت است نخستین نوع اضطراب که دو نوع دیگر از آن شکل می گیرند اضطراب واقعی یا عینی است ،این اضطراب شامل ترس از خطرهای محسوس در دنیای واقعی است مانند ترس از آتش سوزی یا زلزله.
بنابراین اضطراب واقعی در خدمت هدفی بسیار مثبت است .زیرا رفتار ما را با توجه به خطرات واقعی هدایت می نماید. اما حقا این تهدید ادامه نیابد ترس ما فروکش می کند .
اضطراب روان رنجوری در تعارض بین کامرواسازی غریزی و واقعیت شکل می گیر اغلب کودکان دست کم چند بار به خاطر ارضا کردن تکانشی خواسته های نهاد به ویژه آنهایی که ماهیت جنسی یا پرخاشگرانه دارند از سوی والدین تنبیه می شوند بنابراین میل به کامروا ساختن برخی از تکانه های نهاد ایجاد اضطراب یا ترس می کند. این اضطراب در ابتدا هشیار است اما بعدا به شکل تهدیدی نه هشیار دگرگونی می یابد اضطراب روانرنجونی که بدین ترتیب پدید می آید ترس فرد از تنبیه شدن به خاطر بروز رفتارهای تکانشیاست که در تسلط نهاد قرار دارد
این ترس مربوط به خود غرایز نبوده بلکه ترس از تنبیه است ،تعارضی میان نهاد و خود شکل می گیرد و ریشه در واقعیت دارد. در نظام فروید تنها یک هدف قاعی و اساسی در زندگی وجود دارد و آن کاهش تنش است .از تعارض میان نهاد و فراخود ناشی می شود این اضطراب ترسی است که فرد از وجدان خود دارد زمانی که برانگیخته می شوید تا تکانه غریزی را برخلاف اصول اخلاقی خود ابراز کنید فراخود با ایجاد احساس شرم یا گناه در شما دست به مقابله می زند در زبان روزمره این حالت به عنوان عذاب وجدان توصیف می شود
اضطراب اخلاقی :
هرکس که بخواهد عمل ممنوعی را انجام دهد |،دچار اضطراب می شود.
یکی از روشهای تقلیل اضطراب ابراز آن تکانه به صورت تغییر شکل داده آن است. تا مورد تنبیه جامعه و نیز بازنمود درونی جامعه یعنی فراخود قرار نگیرد. راهبردهایی را که فرد برای ممانعت از بروز اضطراب یا تقلیل آن به کار می برد ساز و کارهای دفاعی می نامند.
اساسی ترین سازکار دفاعی واپس زنی است که طی آن خود فکر تهدید کننده یا تکانه ممنوع را از حوزه آگاهی خود به ناخودآگاه می راند .
بنابراین چنین به نظر می رسد ،که فرد آن فکر یا تکانه را به راحتی از یاد برده است. این راهبردهای هیجان مدار موقعیت پرفشار را تغییر نمی دهند، بلکه صرفا شیوه ادراک یا تفکر شخص در این باره را عوض می کند.
بنابراین در تمامی ساز و کارهای دفاعی یک عنصر خودفریبی وجود دارد .همگی ما گاهی از ساز و کارهای دفاعی استفاده می کنیم .آنها به ما کمک می کنند تا از مراحل سخت بگذریم و بتوانیم به طور مستقیم تری با موقعیت پرفشار مدارا کنیم .ساز و کارهای دفاعی فقط زمانی نشانه ناسازگاری شخصیت است که شیوه غالب پاسخ دهی به مشکلات شود.

